قصه کودکانه: پری های ته باغ / بالاخره یک دختر کوچولوی بانمک دیدم قصه های کودکانه 492 باغ بزرگ و سرسبز بود. پر از گلها و درختهای جورواجور. توی این باغ قشنگ، بهجز آدمها چند تا پری هم زندگی میکردند. یک روز پری بنفشه رو به پری پروانه کرد و گفت: «خیلی دلم میخواهد یکی از بچههای آدمها را ببینم.» بخوانید