روزی روزگاری خری زندگی می کرد که دیگر پیر شده بود.برای همین صاحبش می خواست از دستش خلاص شود.خر بیچاره از دست صاحبش فرار کرد و در راه به سگ و گربه و خروسی برخورد که آنها هم از دست صاحبان خود فرار کرده بودند ...
بخوانیدبایگانی/آرشیو برچسب ها : گربه
داستان صوتی: موش و گربه/ تیزچنگال ماهیچه دوست + فایل صوتی سوپراسکوپ
داستان زیبای موش و گربه که ریشه در ادبیات کهن ایران دارد و عبید زاکانی طنزپرداز معروف ایران نخستین بار به سرودن آن دست برده است. در ابتدا موش ها از گربه می ترسیدند، بعد به فکر صلح و سازش افتادند و سرانجام بساط جنگ به پا شد ...
بخوانیدقصه کودکانه: گربه ماهیگیر
مامان گربه تصمیم می گیرد برای بچه هایش ماهی صید کند. در راه ، روباه، گرگ و خرس هم با او همراه می شوند تا دلی از عزا در بیاورند اما مگر می گذارند! خودتان ادامه داستان را بخوانید...
بخوانیدداستان کودکانه: گربه های اشرافی و گربه های زیرشیروانی
یکی بود یکی نبود ، در زمانهای گذشته در شهر پاریس خانم خوب و مهربانی ، در خانه بسیار قشنگی زندگی می کرد. این خانم اسمش آدِلا بود. خانم آدِلا چهار گربه ملوس و شیطون داشت که آنها را بیشتر از هر کس و هر چیزی دوست داشت
بخوانیدچتر و گربه و دیوار باریک: داستان کوتاهی از رضا قاسمی
داستان کوتاه چتر و گربه و دیوار باریک رضا قاسمی من نمیدانستم خر چطور توی گل گیر میکند. اما خودم یکی دو بار توی گل گیر کرده بودم. احساس کردم پدر چه خوب وضع مرا درک کرده. با خوشحالی دفتر را برداشتم و رفتم کنار او. آن روز درس …
بخوانید