داستان تصویری کودکانه: سوسک و نخ ابریشم
بخوانیدClassic Layout
داستان تصویری کودکانه: سوپ پوست سوسیس
داستان تصویری کودکانه: سوپ پوست سوسیس
بخوانیدداستان کوتاه: الگمارک و المکوس / نوشته: جلال آل احمد
در پاسگاه مرز زیاد معطلم نکردند. تذکرهام را بازرسی کردند. عکسش را با قیافهام تطبیق نمودند؛
بخوانیدداستان کوتاه: اختلاف حساب / نوشته: جلال آل احمد
احمدعلیخان بیجاری پشت میزش نشسته بود. کت خاکستری رنگی به تن داشت. قیافهاش گرفته بود و یک دسته از موهای جوگندمیاش پایین ریخته بود
بخوانیدداستان کوتاه: آرزوی قدرت / نوشته: جلال آل احمد
زیرهچی هنوز از پلههای سر بازار بالا نرفته بود و خودش را به خیابان نرسانده بود که باز به یکی از این تفنگ به دوشها برخورد و بیشتر ناراحت شد.
بخوانیدداستان کوتاه: دهنکجی / نوشته: جلال آل احمد
وقتی کلید چراغ را زدم در تاریکی اتاق که از روشنایی دور چراغ خیابان کمی رنگ میگرفت در رخت خواب فرو رفتم. هنوز رادیو روشن بود
بخوانیدداستان کوتاه: نزدیک مرزونآباد / نوشته: جلال آل احمد
وقتی صدای در اتاق مرا از خواب پراند، من خواب امتحان آخر سال را میدیدم که میبایست در تهران از شاگردهایم بکنم. رفیق همسفرم زودتر بیدار شده بود.
بخوانیدداستان کوتاه: آفتاب لب بام / نوشته: جلال آل احمد
پدر دو بار دور حیاط گشت و آمد توی اتاق. جانمازش را از روی رف برداشت پای بخاری نشست. جانماز، پارچهی قلمکار یک تخته بود.
بخوانیدداستان کوتاه: زندگی که گریخت / نوشته: جلال آل احمد
آفتاب مغز آدم را داغ میکرد. خیابان کنار شط خلوت شده بود. آمد و رفت بند میآمد. در میان نخلستانهای آن طرف شط، انگار مهی موج میزد.
بخوانیدداستان کوتاه: وداع / نوشته: جلال آل احمد
قطار، صفیرکشان از تونل خارج شد. دور کوچکی زد و در ایستگاه «چم سنگر» از نفس افتاد.
بخوانید